آموزش تحليل سياسي

موارد سلبی:

9- پرهیز از عصبانیت

در جمع مومنین، در بین افرادی که مامور به رفتار مسلمانی با آنها هستیم خشم و حالت عصبانیت نباید باشد خشم به انسان ضرر میزند تصمیم گیری با خشم مضر است حرف زدن با خشم مضر است کار کردن با خشم مضر است غالبا دچار غلط و اشتباه است این چیزی است که ماها متاسفانه خیلی اطلاع پیدا میکنیم جلوگیری از این خشم خشمی که موجب انحراف می شود. موجب خطا در فکر و عمل می شود یک از موارد تقوا است « و کظم الغیظ» صحیفه سجادیه دعای 20

89/5/27


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و پنجم دی ۱۳۹۴ توسط استاد

ب: موارد سلبی

8- تردید نکردن

تردید، صفت بسیار بد و عنصر خطرناکی است. این تردید را با استدلال القاء نمیکنند؛ استدلالی وجود ندارد. امروز نظامی که مدّعىِ رهبری دنیاست - که در رأسش هم امریکاست - جز ظلم، خونریزی، خشونتهای بی‌نظیر، تضییع حقوق و تبعیض، چیز دیگری از خود نشان نمیدهد و نمیتواند اطمینانی در دل کسی به وجود آورد؛ بنابراین استدلالی ندارند. با تبلیغات، با خریدن اشخاص و با شیرین کردن دهن این و آن، سعی میکنند در درون کالبد نظام اسلامی اختلال ایجاد کنند. باید مراقب این بود. نه تنها شما، بلکه همه ما باید مراقب این خطر باشیم. هر کس در درجه اوّل باید مراقب دل خود و سپس مراقب دل مجموعه و مرتبطانِ به خود باشد. دلهای سرشار از ایمان و معرفت و روشن‌بینی، هرگز مغلوب و مرعوب نمیشوند. برای مرعوب شدن، مغلوب شدن، تسلیم‌شدن و وادادگی، اوّل باید در دلها تردید ایجاد کرد. این تردیدها همیشه از راه مغز وارد نمیشود؛ گاهی از راه جسم هم وارد میشود. خواسته‌ها و هوسهای جسمانی، میل به پول - که در بخشی از دعای صحیفه سجادیه(۱)؛ همان دعایی که در ایّام جبهه، خیلی از جوانان ما آن را میخواندند: «و حصّن ثغور المسلمین» (۲)، آمده است که فکر مالِ فتون (مال فتنه‌انگیز) را از دل آنها ببر - مالِ فتنه‌انگیز، جاه‌طلبی، مقام‌طلبی، راحت‌طلبی، عیش‌طلبی و تجمّل‌طلبی چیزهایی است که تردید را از طریق جسم و شهوات، وارد دل و مغز انسان میکند. مراقب اینها باشید.
 
بنده نمیخواهم کسی را به زهد علوی دعوت کنم؛ زهد علوی بزرگتر از دهن و ذهن ماست (ضمناً من فراموش نکنم؛ اوّلِ صحبت میخواستم بگویم. تشبیهایی که خواهران عزیزم آوردند، حقیقتاً بنده را منکسر میکند؛ این کارها را نکنند. امثال بنده را به آن بزرگانِ در مُلک و ملکوت - نبىّ‌مکرّم اسلام و امیرالمؤمنین - تشبیه نکنید. بحمداللَّه ما باورمان نمی‌آید، اما اصلاً ذکرش هم خوب نیست) اما به قناعت و به این که نگذارید زیاده‌طلبی و افزون‌طلبی به سمت شما هجوم آورد، دعوت میکنم. اینها مراقبت میخواهد. راحت‌طلبی، رفاه‌طلبی و عیش‌طلبی، چیزهایی است که بتدریج در انسان اثر بد میگذارد و خود انسان هم اوّل نمیفهمد. یک وقت میخواهد حرکت کند، میبیند نمیتواند؛ میخواهد پرواز کند، میبیند نمیتواند. مراقب باشید مجموعه را حفظ کنید؛ ذهنها و دلها و فکرها و ایمانها را مورد پاسدارىِ دقیق قرار دهید؛ این سفارش همیشگی من است.

1 و 2) دعای 27 صحیفه سجادیه

81/6/24 بیانات در دیدار جمعی از فرماندهان سپاه


نوشته شده در تاريخ دوشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۴ توسط استاد

ب: موارد سلبی

7- راحت طلب نبودن

گریز از چالش هم یکی از ضعفهای درونی ماست. به گریز از چالش، بغلط میگویند عافیت‌طلبی. عافیت‌طلبی چیز خوبی است. عافیت یکی از بزرگترین نعمتهای الهی است؛ «یا ولىّ العافیة نسئلک العافیة؛ عافیة الدّنیا و الأخرة». عافیت به معنای پنجه نیفکندن نیست؛ به معنای درست عمل کردن، بجا قدم گذاشتن، بجا ضربت زدن و بجا عقب کشیدن است. عافیت از بلا، مثل این است که بگوئیم عافیت از گناه. بنابراین عافیت‌طلبی چیز بدی نیست؛ لیکن بغلط به گریز از چالش میگویند عافیت‌طلبی؛ یعنی در واقع همان راحت‌طلبی، مواجهه‌ی با مشکلات را زشت و ناپسند دانستن، آماده نبودن برای مواجهه‌ی با مشکلات. اینها ضعفهای درونی ماست.

بیانات‌ در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاه‌های شیراز 87/2/14


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۴ توسط استاد

ب: موارد سلبی

6- پرهیز از آسان پنداری

ما دو نوع موانع داشتیم: یکی موانع درونی، یکی موانع بیرونی. موانع درونی یعنی چه چیزهایی؟ یعنی آن چیزهایی که در درون خود ما انسانها- چه تصمیم گیریانمان چه آحاد مردممان، چه ناظران بیرون از گود مبارزه و انقلاب- وجود دارد؛ اینها موانع درونی است. موانع درونی ضعفهاست، ضعفهای فکری است، ضعف های عقلانی است، راحت طلبی است، آسان گرایی است، آسان پنداری است، این گاهی اوقات خودش یکی از موانع تحقق آن چیز است، باید برآورد و تقویم نسبت به کار و مشکلات کار، مطابق با واقع یا لااقل نزدیک به واقع باشد. آسان پنداری هم مثل آسان گیری و سهل انگاری است؛ آن هم یکی از موانع راه است 87/2/14


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۴ توسط استاد

ب: موارد سلبی:

5- عدم پیشداوری و نگاه جانبدارانه:

بصیرت پیدا کردن کار سختی نیست. بصیرت پیدا کردن همین اندازه لازم دارد که انسان اسیر دام های گوناگون، از دوستی ها، دشمنی ها، هوای نفس ها و پیش داوری های گوناگون نشود. انسان همین قدر نگاه کند و تدبر کند می تواند واقعیت را پیدا کند. 89/8/4

تقوا در مسائل شخصی یک حرف است؛ تقوا در مسائل اجتماعی و مسائل سیاسی و عمومی خیلی مشکلتر است، خیلی مهمتر است، خیلی اثرگذارتر است. ما نسبت به دوستانمان، نسبت به دشمنانمان چه میگوئیم؟ اینجا تقوا اثر میگذارد. ممکن است ما با یکی مخالف باشیم، دشمن باشیم؛ درباره‌ی او چگونه قضاوت میکنید؟ اگر قضاوت شما درباره‌ی آن کسی که با او مخالفید و با او دشمنید، غیر از آن چیزی باشد که در واقع وجود دارد، این تعدی از جاده‌ی تقواست. آیه‌ی شریفه‌ای که اول عرض کردم، تکرار میکنم: «یا ایّها الّذین امنوا اتّقوا اللَّه و قولوا قولا سدیدا». قول سدید، یعنی استوار و درست؛ اینجوری حرف بزنیم. من میخواهم عرض بکنم به جوانان عزیزمان، جوانهای انقلابی و مؤمن و عاشق امام، که حرف میزنند، مینویسند، اقدام میکنند؛ کاملاً رعایت کنید. اینجور نباشد که مخالفت با یک کسی، ما را وادار کند که نسبت به آن کس از جاده‌ی حق تعدی کنیم، تجاوز کنیم، ظلم کنیم؛ نه، ظلم نباید کرد. به هیچ کس نباید ظلم کرد.

خطبه های نماز جمعه تهران در حرم امام خمینی (ره) 89/3/14

برای خود ما هم گاهی اتفاق می افتد که حادثه ای در دنیا پیش می آید، ولی نمی توانیم بطور قاطع درباره آن حادثه اظهارنظر کنیم. فرضا حکومتی در یک کشور بر سر کار می اید، یا در جایی از دنیا، نزاعی بین دو جناح درگیر می شود که گاهی دلایل کافی و شواهد روشنگر دردسترس قرار نمی گیرد؛ لذا انسان نمی تواند درباره آن قضیه قضاوت کند. 69/1/2

 

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یازدهم آذر ۱۳۹۴ توسط استاد

ب: موارد سلبی

4- پرهیز از مغالطه گری

در مسائل مختلف، از جمله مسائل داخلی باید مواقب بود تا مغالطه ها ما را به اشتباه در تحلیل گرفتار نکند 91/6/16

باید فکری بکنید تا این جریانهای سالم دانشجویی - چه انجمنها، چه بسیج، چه تشکلهای گوناگون دیگری که بحمدالله امروز تشکلهای دانشجویی خوبی در دانشگاه هست - در کنار حرکت فکری علمی، به سمت یافتن قدرت تحلیل سیاسی کشانده شوند. قدرت تحلیل که نبود، انسان فریب تحلیلِ فریبگرِ بیگانه را میخورد. در دنیای سیاست هیچ‌کسی صریحاً نمی‌آید بگوید که من میخواهم به تو ظلم کنم؛ نه به یک ملت، نه به یک شخص؛ این‌طور که نمیگویند. میآیند با «مغالطه‌های سیاسی» کاری میکنند که بتوانند بر او تسلط پیدا کنند. درست مثل مغالطه‌های فلسفی، ذهن طرف را با یک چشم‌بندی علمی - در واقع یک تردستی - منحرف میکنند. یک مغالطه‌ی سیاسی درست میکنند، میخ خودشان را میکوبند. ما باید کاری کنیم که این جوان ما بتواند مغالطه را بشناسد؛ کما اینکه در فلسفه و منطق، شناخت مغالطه یکی از هنرهاست. ما بتوانیم جوان خودمان را آشنا کنیم به اینکه مغالطه چیست، تا بتواند مچ مغالطه‌کننده را بگیرد. بگوید این قضیه‌ای که درست کردی، اینجایش اختلال و اشکال دارد. قدرت تحلیل سیاسی این است؛ بایستی این را در جوان به وجود آورد.

بیانات در دیدار روسای دانشگاه و موسسات آموزش عالی85/5/23

بنابراین جلسه باید جلسه ای تخصصی باشد، والا توی جلسات عمومی و در صداو سیما دو نفر بیایند بحث کنند آن کسی که حق است ، لزوما غلبه نخواهد کرد، آن کسی که غلبه خواهد کرد که ببشتر عیاری که کار دستش است و می تواند بازیگری کند، مثل قضیه عکس مار و اسم مار. گفت: کدام یکی مار است؟ مردم با اشاره به عکس مار گفتند : معلوم است، مار این است بنابراین آزاداندیشی در جلسات تخصصی متناسب با هر بحثی باید باشد. در محیط های عمومی جای آن بحث ها و مناظره ها نیست. 89/6/1


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهارم آذر ۱۳۹۴ توسط استاد

ب: موارد سلبی:

3- پرهیز از لجاجت

علمای اخلاق، که در این رشته از رشته‌های دانش امروزِ بشری صاحب نظرند - اگر چه «اخلاق عملی» برای من و شما ارزش دارد؛ اما کسانی هستند که در علم اخلاق تخصص دارند - میگویند: حتی من و شما میتوانیم خلقیّات ارثی را نیز تغییر دهیم و عوض کنیم. مثلاً تنبلی ذاتی، حرص ذاتی، بخل ارثی، حسد ارثی و لجبازی ارثی را میتوان تغییر داد. بعضی اشخاص لجبازند و هر چه انسان حقیقت را در مقابلشان قرار میدهد، روی موضع لجوجانه خود اصرار میکنند. چنین رویّه‌ای، انسان را از حقیقت دور میکند. فرد لجوج، در ابتدای لجبازی، هنوز اندکی نور حقیقت را میفهمد و احساس میکند که کارش براساس لجبازی است. اما وقتی لجاجت وی تکرار شد، دیگر آن اندک نورِ حقیقت را هم نمیفهمد. در او، باطن و اعتقاد و عقیده‌ای دروغین به وجود می‌آید که اگر به خود برگردد و تعمق کند، میبیند این‌که در ذهن اوست، عقیده نیست، «عن ظهر القلب» و از باطنِ جان، نیست. اما لجاجت نمیگذارد که او سروش حقیقت و پیام معنویت و حق را به گوشِ جان بشنود. دیدید کسانی که در مقابل اسلام و انقلاب اسلامی و فرمایشات امام و حقّانیت واضح و مظلومانه ملت ایران ایستادند و لجاجت کردند، چگونه این لجاجت به گمراهیشان انجامید!...مسلّماً لجاجت، گمراهی میآورد و شما بدانید که خصلتهای زشتِ بزرگ و عمده، از جاهای کوچکی شروع میشود.

بیانات در خطبه های نماز جمعه 73/11/14

گاهی لجاجت است می خواهد یک حرفی را زده است، می خواهد پای این حرف بایستد بخاطر اینکه نن

ش می کند از حرف خودش برگردد. که فرمود: « لعن الله اللجاج» لعنت خدا بر لجاجت. افرادی هستند اطلاع هم دارند واقعیت را هم می دانند درعین حال کمک می کنند به جهت گیری های مخالف، جهت گیری های دشمن.

 89/8/4


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و دوم آبان ۱۳۹۴ توسط استاد

ب: موارد سلبی

2- پرهیز از واقعیت پنداری

یک لغزشگاه، واقعیتْ‌پنداری است؛ چیزهائی را که واقعیت ندارد، انسان واقعیت تصور کند. دشمنانی که جبهه‌ای را در مقابل کشور ما، ملت ما، انقلاب ما تشکیل دادند، سعی میکنند واقعیت‌سازی کنند، واقعیت‌نمائی کنند، یک چیزهائی را به عنوان واقعیتهای مسلّم در نظر ما جلوه‌گر کنند؛ در حالی که واقعیتها آنها نیست. باید مواظب باشیم درگیر و دچار واقعیت‌سازیهای خلاف واقع نشویم. فرض بفرمائید اگر چنانچه ما توان خودمان را بیشتر از واقع بدانیم، یا کمتر از آنچه که واقعیت است، بدانیم، دچار خطا خواهیم شد؛ توان دشمن را هم اگر بیشتر از آنچه که هست، یا کمتر از آنچه که هست، ببینیم، دچار اشتباه محاسبه خواهیم شد. این از آنجاهائی است که طراحان دشمن وارد میدان میشوند. شما ملاحظه کنید؛ در تبلیغات گسترده‌ی رسانه‌اىِ دشمنان ما سعی میشود توان داخلی و ملی کشور تحقیر شود و کوچک شمرده شود؛ متقابلاً توان دشمن بیش از آنچه که هست، معرفی شود؛ این یکی از لغزشگاه‌هاست. اگر ما از آن مقداری که دشمن باید مورد ملاحظه قرار بگیرد، بیشتر او را محاسبه کردیم و بیشتر از او ترسیدیم، قطعاً دچار خطای در محاسبه خواهیم شد؛ راه را عوضی خواهیم رفت؛ این یکی از لغزشگاه‌هاست.

یکی از لغزشگاه‌ها در دیدن واقعیت، برمیگردد به درون خود ما. گاهی دلبستگیهای ما فلج کننده است. دلبستگیهای ما موجب میشود که ما یک چیزهائی را واقعیت بپنداریم که واقعیت ندارد؛ در واقع خطائی است که نفس راحت‌طلب ما یا دلبسته‌ی ما به مسائل مادی، بر ما تحمیل میکند؛ در حالی که واقعیت ندارد.

بیانات در دیدار با کارگزاران نظام 91/5/3


نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم آبان ۱۳۹۴ توسط استاد

ب: موارد سلبی

1- عدم برخورد سطحی با مسائل

امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) در جای دیگر میفرماید: «فانّما البصیر من سمع فتفکّر و نظر فأبصر»؛ (1) بصیر آن کسی است که بشنود، گوش خود را بر صداها نبندد؛ وقتی شنید، بیندیشد. هر شنیده‌ای را نمیشود به صرف شنیدن رد کرد یا قبول کرد؛ باید اندیشید. «البصیر من سمع فتفکّر و نظر فأبصر». نَظَرَ یعنی نگاه کند، چشم خود را نبندد. ایراد کار بسیاری از کسانی که در لغزشگاه‌های بیبصیرتی لغزیدند و سرنگون شدند، این است که نگاه نکردند و چشم خودشان را بر یک حقایق واضح بستند. انسان باید نگاه کند؛ وقتی که نگاه کرد، آنگاه خواهد دید. ما خیلی اوقات اصلاً حاضر نیستیم یک چیزهائی را نگاه کنیم. انسان میبیند منحرفینی را که اصلاً حاضر نیستند نگاه کنند. آن دشمن عنود را کار نداریم - حالا این را بعداً عرض خواهم کرد؛ «و جحدوا بها و استیقنتها انفسهم ظلما و علوّا» (2) - بعضیها هستند که انگیزه دارند و با عناد وارد میشوند؛ خوب، دشمن است دیگر؛ بحث بر سر او نیست؛ بحث بر سر من و شماست که توی عرصه هستیم. ما اگر بخواهیم بصیرت پیدا کنیم، باید چشم را باز کنیم؛ باید ببینیم. یک چیزهائی هست که قابل دیدن است. اگر ما از آنها سطحی عبور کنیم، آنها را نبینیم، طبعاً اشتباه میکنیم.

بیانات در دیدار دانشجویان و جوانان استان قم‌89/8/4

1) نهج‌البلاغه، خطبه‌ی ۱۵۳
2) نمل:14


نوشته شده در تاريخ دوشنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۴ توسط استاد

د ) بلافاصله پس از بیان دورنمای هر مسئله راه حل کلان آن به اذهان می رسد که باید بیان گردد . اگر چشم انداز جنگ تحمیلی به سود ما نباشد باید به پایان جنگ به شیوه مطلوب اندیشید . اگر وضعیت آینده کشور نگران کننده باشد باید درصدد اتخاذ سیاست های تازه بود . البته تتعیین دقیق راه حل های جزئی و سیاست های تازه ، نیاز به کارشناسی های همه جانبه دارد اما تبیین گر در حد کلیات می تواند راه حل هایی را ارائه دهد .

پیوست : مناسب ترین شیوه پاسخ به سؤالات سیاسی 3- تبیین ( ج )


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیستم آبان ۱۳۹۲ توسط استاد
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر