آموزش تحليل سياسي

«انقلابی باید بصیر باشد، باید بینا باشد، باید پیچیدگیهای شرائط زمانه را درک کند. مسئله اینجور ساده نیست که یکی را رد کنیم، یکی را اثبات کنیم، یکی را قبول کنیم؛ اینجوری نمیشود. باید دقیق باشید، باید شور انقلابی را حفظ کنید، باید با مشکلات هم بسازید، باید از طعن و دق دیگران هم روگردان نشوید، اما باید خامی هم نکنید؛ مراقب باشید. مأیوس نشوید، در صحنه بمانید؛ اما دقت کنید و مواظب باشید رفتار بعضی از کسانی که به نظر شما جای اعتراض دارد، شما را عصبانی نکند، شما را از کوره در نبرد. رفتار منطقی و عقلائی یک چیز لازمی است.»

بیانات در دیدار طلاب و فضلا و اساتید حوزه علمیه قم‌89/7/29


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم آبان 1393 توسط استاد

تحلیل سیاسی روشمند از منظر مقام معظم انقلاب اسلامی، دارای مقدماتی است که باید قبل از ورود به عرصه ی تحلیل آن را بدست آورد. درک پیچیدگی های شرایط زمانه، کسب آگاهی دینی و تاریخی، جهان بینی توحیدی، توجه به خودسازی معنوی، آزاداندیشی، شجاعت در فهم و توجه به خطوط قرمز؛ از مهمترین موارد مرتبط با مقدمات تحلیل سیاسی می باشد که در ادامه به آنها اشاره میشود:

1- جهان بینی توحیدی

«انسان در انتخاب جهان‌بینی و فهم اساسی مفاهیم توحیدی، با نگاه توحیدی به جهان طبیعت، یک بصیرتی پیدا میکند. فرق بین نگاه توحیدی و نگاه مادی در این است: با نگاه توحیدی، این جهان یک مجموعه‌ی نظام‌مند است، یک مجموعه‌ی قانون‌مدار است، طبیعت هدفدار است؛ ما هم که جزئی از این طبیعت هستیم، وجودمان، پیدایشمان و زندگیمان هدفدار است؛ بیهدف به دنیا نیامدیم. این، لازمه‌ی نگاه توحیدی است. معنای اعتقاد به وجود خداوند عالم و قادر این است. وقتی فهمیدیم هدفدار هستیم، آنگاه در جستجوی آن هدف برمیآئیم. خود این جستجو، یک تلاش امیدوارانه است. تلاش میکنیم آن هدف را پیدا کنیم. بعد که هدف را یافتیم، فهمیدیم هدف چیست، تلاشی شروع میشود برای رسیدن به آن هدف. در این صورت همه‌ی زندگی میشود تلاش؛ آن هم تلاش جهتدار و هدفدار. از آن طرف این را هم میدانیم که با نگاه توحیدی، هر گونه تلاش و مجاهدتی در راه هدف، انسان را قطعاً به نتیجه میرساند. این نتائج مراتبی دارد؛ یقیناً به یک نتیجه‌ی مطلوب میرساند. با این نگاه، در زندگی انسان دیگر یأس، ناامیدی، سرخوردگی و افسردگی معنی ندارد. وقتی شما میدانید وجود شما، پیدایش شما، حیات شما، تنفس شما با یک هدفی تحقق پیدا کرده است، دنبال آن هدف میگردید و برای رسیدن به آن هدف، تکاپو و تلاش میکنید. از نظر خدای متعال که آفریننده‌ی هستی است، خود این تکاپو هم اجر و پاداش دارد. به هر نقطه‌ای که رسیدید، در واقع به هدف رسیدید. این است که در دیدگاه توحیدی، خسارت و ضرر برای مؤمن اصلاً متصور نیست. فرمود: «ما لنا الّا احدی الحسنیین»؛ یکی از دو بهترین در انتظار ماست؛ یا در این راه کشته میشویم، که این بهترین است؛ یا دشمن را از سر راه برمیداریم و به مقصود میرسیم، که این هم بهترین است. پس در اینجا ضرری وجود ندارد.
 درست نقطه‌ی مقابل، نگاه مادی است. نگاه مادی اولاً پیدایش انسان را، وجود انسان را در عالم بدون هدف میداند؛ اصلاً نمیداند برای چه به دنیا آمده است. البته در دنیا برای خودش هدفهائی تعریف میکند - به پول برسد، به عشق برسد، به مقام برسد، به لذتهای جسمی برسد، به لذتهای علمی برسد؛ از این هدفها میتواند برای خودش تعریف کند - اما اینها هیچکدام هدفهای طبیعی نیست، ملازم با وجود او نیست. وقتی اعتقاد به خدا نبود، اخلاقیات هم بیمعنی میشود، عدالت هم بیمعنی میشود؛ جز لذت و سود شخصی، هیچ چیز دیگری معنا پیدا نمیکند. اگر انسان در راه رسیدن به سود شخصی پایش به سنگ خورد و آسیب دید، ضرر کرده، خسارت کرده. اگر به سود نرسید، اگر نتوانست تلاش کند، نوبت به یأس و ناامیدی و خودکشی و به کارهای غیر معقول دست زدن میرسد. پس ببینید فرق بین نگاه توحیدی و نگاه مادی، معرفت الهی و معرفت مادی این است. این، اساسیترین پایه‌های بصیرت است.

 با این نگاه، وقتی انسان مبارزه میکند، این مبارزه یک تلاش مقدس است؛ اگر جنگ مسلحانه هم بکند، همین جور است. اصلاً مبارزه بر اساس بدبینی و بدخواهی نیست. مبارزه برای این است که انسانیت - نه فقط شخص خود او - به خیر و کمال و رفاه و تکامل مقامات رفیع نائل شود. با این نگاه، زندگی چهره‌ی زیبائی دارد و حرکت در این میدان وسیع، یک کار شیرین است. خستگی انسان با یاد خدای متعال و با یاد هدف برطرف میشود. این، پایه‌ی اساسی معرفت است؛ پایه‌ی اساسی بصیرت است. این بصیرت خیلی چیز لازمی است؛ این را باید ما در خودمان تأمین کنیم. بصیرت در حقیقت زمینه‌ی همه‌ی تلاشها و مبارزات انسانی در جامعه است. این یک سطح بصیرت.» 89/8/4



نوشته شده در تاريخ دوشنبه نوزدهم آبان 1393 توسط استاد

تحلیل سیاسی ارزشمند می تواند به ارتقاء آگاهی، بینش و بصیرت جامعه کمک شایانی کند. با این ابزار است که فرد در جامعه ضمن شناخت منطقی و صحیح پدیده های سیاسی، در فضای غبارآلود فتنه و در هنگام درهم آمیختگی حق و باطل، می تواند گرفتار حیرت نشود و در لحضات حساس که باید نقش تاریخی و تکلیف شرعی خود را انجام دهد، قادر باشد با استفاده ی مناسب از ابزار و فنون تحلیل سیاسی، به تصمیمی مناسب، دقیق و صحیح برسد.

حسن الگوی « روش تحلیل سیاسی»، در آن است که از تجارب علمی و عملی حوزه امر سیاسی در آن بهره گیری کامل صورت گرفته و سبب شده تا لوازم فهم و تحلیل پدیده های سیاسی و اجتماعی بهتر از روش های مرسوم مطرح شده برای جامعه فراهم آید.

عباس علی رهبر


نوشته شده در تاريخ شنبه دهم آبان 1393 توسط استاد

«توصیف سیاسی» بررسی بیان یک رویداد است به صورت سطحی و بیان واقعیت، آنگونه که هست. درواقع توصیف سیاسی گزارش دقیق از چگونگی و روند رویدادهای سیاسی است و لذا به حریم علتها راه پیدا نمی کند. «تحلیل» در تحلیل سیاسی به معنی شکستن کل - ونه کلی- به قسمت های مختلف به منظور تعیین ماهیت آن است پس تحلیل سیاسی ناظر بر این است که پدیده یا رویداد سیاسی بعنوان یک کل درنظر گرفته شود، آنگاه آن پدیده به اجزاء و واحدهای کوچکتر تقسیم گردد، سپس این اجزاء بررسی شود و پس از آن نیز ارتباط اجزاء با یکدیگر و همچنین در رابطه با کل پدیده مورد توجه دقیق و منطقی قرار گیرد.

اما « تفسیر سیاسی» مقوله دیگری است. تفسیر به معنی رسیدن به استنباط درباره ی روابط بین متغیرهای مورد مطالعه و استخراج نتایج این روابط به معنی یافته های حاصل از تحلیل است. به عبارتی، تفسیر سیاسی بر پایه ی یافته ها و نتایج حاصل از تحلیل درباره ی روابط مورد مطالعه است و لزوما درباره این روابط پدیده سیاسی نتیجه گیری میکند. لذا گفته اند که « تفسیر» مقصود تحلیل است.

از آنچه گفته شد این مهم به دست می آید که تحلیل سیاسی، ضمن تفاوت با توصیف و تفسیر سیاسی، دارای روش خاص خود است و به همین دلیل است که در سطوح بالای دانشگاهی و در رشته های مهم جامعه شناسی و علوم سیاسی به آن توجهی ویژه دارند. این الزام روشی، رشته های مذکور را کاربردی می کند.

عباس علی رهبر


نوشته شده در تاريخ یکشنبه چهارم آبان 1393 توسط استاد

برای تحلیل درست یک پدیده سیاسی، باید روش و منطق درستی داشت. « الزام روشی» به عنوان یک شاخص مهم در مباحث روز علمی مرتبط با « تحلیل سیاسی» مورد توجه جدی است. روش در یک عبارت اصطلاحی می تواند مبتنی بر سه گزاره باشد:

1 - مجموعه راههای کشف مجهول

2- مجموعه قواعد هنگام پژوهش

3- مجموعه ی ابزار و فنون جهت حل مجهول

عباس علی رهبر


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه شانزدهم مهر 1393 توسط استاد

تحلیل سیاسی از مباحث مهم و رایج در علوم اجتماعی و سیاسی است و هرکدام از مکاتب و گونه های اندیشه ای از زاویه ی نگاه خود به آن نگریسته اند. جامعه ای که خود را ملزم به « تفکر» درباره پدیده های سیاسی می داند. نحوه صحیح تفکر در مورد این پدیده ها نیز برایش مهم خواهد بود، زیرا بر پایه ی تحلیل پدیده های سیاسی و اجتماعی است که انسان به قضاوت می نشیند، تصمیم می گیرد و عمل می کند.

« اگر ملتی قدرت تحلیل خودش را از دست بدهد، فریب و شکست خواهد خورد. اصحاب امام حسن علیه السلام قدرت تحلیل نداشتند؛ نمی توانستند بفهمند که قضیه چیست و چه دارد می گذرد. اصحاب امیرالمومنین علیه السلام آنها که دل او را خون کردند همه مغرض نبودند اما خیلی از آنها _ مثل خوارج _ قدرت تحلیل نداشتند. قدرت تحلیل خوارج ضعیف بود. امیرالمومنین علیه السلام می فرمود:« و لا یحمل هذاالعلم الا اهل البصر و الصبر» (نهج البلاغه: خطبه 371)؛ اول بصیرت، هوشمندی، بینایی، قدرت فهم و تحلیل و بعد صبر و مقاومت و ایستادگی.»( مقام معظم رهبری 26/1/70)

از طرفی با توجه به گستره چشمگیر منابع و رسانه های خبری و تحلیلی که می کوشند رویدادها و پدیده ها را از زاویه ی نگاه و منافع خود تحلیل کنند، داشتن روش درست تحلیل پدیده هایی سیاسی و اجتماعی، ضروری به نظر می رسد. این امر در الگوی مردم سالاری دینی_ که در آن سیاست جزئی از زندگی عمومی است_ اهمیت ویژه ای دارد.

« بله؛ اگر حکومت استبدادی باشد، می شود. حکومت های مستبد دنیا صرفه شان به این است که مردم سیاسی نباشند. مردم درک و تحلیل و شعور سیاسی نداشته باشند. اما حکومتی که می خواهد به دست مردم کارهای بزرگ را انجام دهد، نظام را می خواهد با قدرت بی پایان مردم به سر منزل مقصود برساند و مردم را همه چیز نظام می داند، مگر مردمش بخصوص جوانان، وبالاخص جوانان دانشجویش- می توانند غیر سیاسی باشند؟! مگر می شود؟! عالم ترین عالم ها و دانشمندترین دانشمندها هم اگر مغز و فهم سیاسی نداشته باشند، دشمن با یک آبنبات ترش می تواند به آن طرف ببرد، مجذوب خودش  کند و در جهت اهداف خودش قرار دهد. این نکات ریز را باید جوانان ما درک کنند.» (مقام معظم رهبری 72/8/12)

عباس علی رهبر


نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفتم مهر 1393 توسط استاد

د ) بلافاصله پس از بیان دورنمای هر مسئله راه حل کلان آن به اذهان می رسد که باید بیان گردد . اگر چشم انداز جنگ تحمیلی به سود ما نباشد باید به پایان جنگ به شیوه مطلوب اندیشید . اگر وضعیت آینده کشور نگران کننده باشد باید درصدد اتخاذ سیاست های تازه بود . البته تتعیین دقیق راه حل های جزئی و سیاست های تازه ، نیاز به کارشناسی های همه جانبه دارد اما تبیین گر در حد کلیات می تواند راه حل هایی را ارائه دهد .

پیوست : مناسب ترین شیوه پاسخ به سؤالات سیاسی 3- تبیین ( ج )


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیستم آبان 1392 توسط استاد

ج ) ترسیم چشم انداز کلی هر مسئله بخشی از تبیین است و در واقع تبیین گر با اگاهی از سوابق و عوامل اصلی مسئله ، وضعیت کلی آن را در آینده پیش بینی می کند . مثلا در جریان جنگ تحمیلی ، با در نظر گرفتن وحشی گری های صدام در استفاده گسترده از سلاح های شیمیایی ، سکوت مجامع جهانی در قبال جنایات عراق ، حمایت مستقیم آمریکا ، فرانسه ، انگلیس و شوروی از صدام ، جلوگیری از خریدهای نظامی ایران ، حمایت و تجهیز منافقین از سوی آمریکا و عراق و عوامل دیگر می شد حدس زد که ابرقدرت ها به هر قیمت درصدد حمایت از صدام هستند و چشم انداز جنگ به سود ما نیست . در زمینه اقتصادی نیز با توجه به عواملی مانند کاهش قیمت نفت و به تبع کاهش درآمد ارزی کشور ، افزایش جمعیت ، بازسازی مناطق جنگی ، ضرورت سرمایه گذاری در زیر ساخت های اقتصادی کشور و امثال آن ، می شد چشم انداز نگران کننده اقتصادی کشور را پیش بینی کرد .

پیوست : مناسب ترین شیوه پاسخ به سؤالات سیاسی ( ب ) 


نوشته شده در تاريخ شنبه هجدهم آبان 1392 توسط استاد

ب: علت موجده یا عوامل به  وجود آورنده یک حادثه و رخداد را باید شناخت و سهم محرک های داخلی و خارجی را باید مشخص کرد . البته اذهان ساده گرایش به این دارد که با یافتن یک یا دو عامل ، از پس تحلیل یک حادثه پیچیده برایند ولی این تسامح ، از پیچیدگی های عینی آن نمی کاهد و ما را به ملاک های تحلیلی پیش بینی کننده مجهز نمی سازد . مثلاً عده ای در عملکرد اولین رئیس جمهور ایران بنی صدر به این سمت گرایش دارند که وی را وابسته به آمریکا و غرب معرفی کنند و صرفاً با همین عامل کار تحلیل را برای خود آسان سازند . در حالی که اگر انحرافات فکری بنی صدر ، بی اعتقادیش به اصل ولایت فقیه ، قدرت طلبی و کیش شخصیت ، ارتباط وسیع تشکیلاتی با منافقین و ضد انقلاب و امثال این عوامل در نظر گرفته نشود هرچند مسئله را به ظاهر ساده کردیم اما از شناخت دقیق و درست آن باز می مانیم و از همه مهم تر توان پیش بینی و تحلیل پیدا نمی کنیم و از ظهور بنی صدرهای بعدی نمی توانیم جلوگیری کنیم . بنابراین در تبیین باید از تکیه بر عاملی واحد پرهیز کرد و سهم هر عامل را در ایجاد و بقای هر مسئله تا حد ممکن مشخص نمود .

پیوست : مناسب ترین شیوه پاسخ به سؤالات سیاسی 3- تبیین ( الف )


نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوازدهم آبان 1392 توسط استاد

مناسب ترین شیوه برخورد با مسائل جاری جامعه و بهترین روش برای پاسخگویی به سؤالات نسل جوان تبیین امور است . در تبیین نه توجیه کردن وجود دارد و نه انکار کردن ؛ بلکه نسبت به کلیه مسائلی که به فهم کاملتر و عمیق تر موضوع کمک می کند پرداخته می شود . عموماً در تبیین هر مسئله موارد زیر را باید مد نظر داشت :

الف : سابقه هر موضوع را باید فکر کرد زیرا بدون فکر سوابق هر مسئله نمی توان وضعیت کنونی آن را شناخت . اگر سابقه هر مسئله روشن نباشد و در قضاوت ما مورد توجه قرار نگیرد در تعیین عوامل ایجاد کننده و بقای آن دچار اشتباه می شویم و چه بسا در تعیین سهم هر عامل ، از عدالت خارج شویم و مثلا به جای دشمن ، دوست را مقصر جلوه دهیم . در تحلیل مسائل اقتصادی کشور اگر وضعیت آن را تا مقطع پیروزی انقلاب نادیده بگیریم اقتصاد تک محصولی و متکی به درآمد نفت ، صنعت وابسته ، کشاورزی مضمحل شده و .... عمده ضعف های جاری را به سوء تدبیر مدیریت پس از انقلاب نسبت خواهیم داد که قطعاً نادرست است .

پیوست : مناسب ترین شیوه پاسخ به سؤالات سیاسی 2- انکار و نفی مطلق 


نوشته شده در تاريخ شنبه چهارم آبان 1392 توسط استاد
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر