از جمله فاکتورهایی که در تحلیل سیاسی باید به آن توجه داشت ، نهادهای تصمیم گیری است . هرچند تصمی گیرندگان افرادند ، اما همین افراد تصمیمات خود را از طریق نهادها اعمال می نمایند . مثلا نمایندگان مجلس می توانند در پذیرش یا رد لایحه ای تصمیم بگیرند و وزیری را استیضاح نمایند ، اما این تصمیمات در چارچوب ساختارهای حاکم بر مجلس است ، لذا تحلیلگر سیاسی باید نهادهای تصمیم گیری را نیز مورد تحلیل قرار دهد . در زمینه اهمیت تحلیل نهادهای تصمیم گیرنده می توان به نق شورای امنیت سازمان ملل اشاره نمود . برای تحلیلگر سیاسی که می خواهد روند تصمیم گیری را در سازمان ملل تحلیل نماید آگاهی از ساختار شورای امنیت ، موضوع حق وتو و نیز اعضای ثابت و متغیر آن ضرورت اجتناب ناپذیر است . در تحلیل پدیده های سیاسی درون کشورها نیز نهادهای تصمیم گیری از اهمیت ویژه برخوردار است . مثلا میزان نظارت یا دخالت قوه مجریه تأثیر مستقیم در روند تصمیم گیری هیئت دولت دارد و در نظام های ریاستی 1 که رئیس جمهور با رأی مستقیم مردم انتخاب می شود و نمایندگان نیز با رأی مستقیم مردم برگزیده می شوند ، معمولاً هریک از دو قوه مجریه و مقننه به نحوی در کنترل دیگری مؤثر است و به موازات آن تصمیم گیری های این دو قوه در چارچوبی مصالحه آمیز انجام می گیرد .

***************

1-در یک تقسیم بندی ، نظام های سیاسی را به سه دسته تقسیم نموده اند :

الف – نظام های ریاستی که رئیس جمهور ، رئیس قوه مجریه است و با رأی مردم انتخاب می شود و در مقابل ملت و یا نمایندگان آنها پاسخگوست .

ب- نظام های نیمه ریاستی که قوه مجریه بین رئیس جمهور و نخست وزیر توزیع شده است مانند نظام سیاسی فرانسه و جمهوری اسلامی ( تا اندازه ای ) قبل از بازنگری قانون اساسی

ج- نظام های پارلمانی که در ان مردم به نمایندگان احزاب رأی می دهند و حزبی که بیشترین کُرسی نمایندگی را در مجلس به دست آورد قدرت اجرایی را نیز به دست آورده است و رئیس آن حزی به عنوان نخست وزیر برگزیده می شود ، مانند نظام سیاسی انگلستان ، پاکستان و ترکیه .

سطوح تحلیل سیاسی 1- سطح تحلیل فردی